در میان تمام درمان های تکمیلی، شیاتسو مقامی منحصر بفرد دارد. هر چند منشأ آن از قدمت زیادی برخوردار است و شکوفایی آن به عنوان سنتی زنده در طب ملل خاورِ دور تدوام داشته است، لیکن نام و منزلت واقعی خود را تنها در سال های اخبر کسب کرده است.

در حقیقت، نام شیاتسو در برگیرنده گستره ی از شیوه ها و شکل های درمانی است. بیمار می تواند شیاتسو را با لباس، خوابیده و یا نشسته بر روی صندلی تجربه کند. در شیاتسو تشخیص بیماری ها با حس کردن ضربان، لمس نقاطِ پشت بدن، لمس ضربان های شکم یا مشاهده عینی صورت و رفتار بیمار انجام می پذیرد.

اگر چه غالب اوقات شیاتسو را شاخه ای از طب سوزنی می دانند، اما در این مورد جای شک هست. چون لمس کردن، نوعی درمانِ غریزی به حساب می آید، می توان تصور کرد که مالش دادن و فشار دادن نقاط و کانال ها (meridians) مقدم بر تحریک کردن این مواضع با سوزن های سنگی پیدا شده در عصر نوسنگی (Neolithic) – 8000 سال پیش از میلاد در چین -بوده باشد. آیا ممکن نیست که کانال ها و نقاطی که در طب سوزنی مطرح هستند در اصل از طریق لمس کردن کشف شده باشند؟ برخی از استادان طب سوزنی بر این باورند که کانال ها، خطوط انتقال احساس در طول بدن هستند و پس از تحریک شدن این نقاط با سوزن، احساس می شوند، اما فشاری ساده روی یک نقطه می تواند خطوط احساسی مشابه ای را به وجود آورد. برخی از شیوه های شیاتسو از همان ابتدا از کانال ها استفاده می کردند و نه نقاط.

در میان مردم، ماساژ، به شکل مالش و فشار روی کانال ها و نقاط، محبوبیت چشمگیری دارد. هر جا سخن از نظریه " کی" (Qi) یا نیروی حیات است مردم رو به این نوع ماساژ می آورند. در تبت، فیلیپین، اندونزی و تایلند همه نسخه ای مشابه از این نوع ماساژها دارند. حتی در جنوب هند که پیرو عقاید ودایی هستند و به جای مفهومی مانند " کی" مفهومی چون "پرانا" دارند نوعی ماساژ وجود دارد که از فشار دادن نقاط استفاده می کنند و ادعا دارند کلیه اشکال این نوع ماساژ از آنجا سرچشمه گرفته است.
رابطه نزدیک ژاپن با فرهنگ چین باعث شده که اشکالی از طب سوزنی چینی و ماساژ با اندک تغییر در این کشور رواج یابد. البته بعد از قرن ششم میلادی پس از معرفی طب چینی در ژاپن برخی از تغییرات غیرقابل اجتناب بوده است. ویژگی فرهنگ چینی در اوج شکوفایی خود، فورانی از خلاقیتی مهارناشدنی بود؛ و این ویژگی ژاپنی ها را به استادی در جزییات رساند. ژاپنی ها با طب چینی همان کاری را کردند که با هنر چینی؛ آنها خلاقیت قدرتمند چینی را پالایش دادند و فنون را تا حد اعلایی از جزییات ارتقا بخشیدند. برای مثال آنها نوعی ماساژ همراه با فشار روی شکم (abdomen) ابداع کردند که آن را آمپوکا(Ampuka) می نامند. درمانگران شیوه ی آمپوکا به 12 سال کارآموزی نیاز دارند تا امراض را تشخیص دهند و آنها را فقط از طریق این روش یا از طریق " هارا" (که نام ژاپنی آن است) درمان نمایند. توان بالقوه برای کاهش، تحلیل و پالایش وسعت خلاقیت چینی، ویژگی ی بود که ژاپنی ها داشتند.

"هارا" یا شکم، که در بالا به آن اشاره شد، محل منحصر بفردی در تئوری شیاتسو است. این ناحیه نه فقط محلی مهم برای تشخیص و درمان است، بلکه مرکز نیرومندی از انرژی محسوب می شود که درمانگر شیاتسو آن را به دیگر نقاط بدن بسط و گسترش می دهد. این ناحیه معروف است به " دریای کی"(Sea of Ki) و هنگامی که کلیه فعالیت ها از راه " کی"به اجرا در می آیند، سرشار از انرژی، آرامش و تمرکز هستند. هنرهای رزمی، رقص و تئاتر، کُشتی سومو، کمانداری، مراقبه، نقاشی و شفابخشی، حتی هیزم شکستن و آشپزی، اگر از طریق " هارا" انجام شوند نتیجه بهتری خواهند داشت. برای یادگیری شیاتسو پرورش و درک "هارا" امری است حیاتی. تمرکز بر روی آگاهی و تنفس در "هارا"تمرینی است که ادراک درمانگر را شکوفا می سازد و در نهایت تمام بدن وسیله ای می گردد برای ادراک و انتقال " کی" (نیروی حیات).

در سال 1925 برخی از درمانگران پیراپزشکیِ علاقه مند به شیاتسو، انجمنی به نام "انجمن درمانگرانِ شیاتسو" تاسیس نمودند تا تمایزی بین " شیاتسو"و شستشودهندگان موی سر (منظور کلینیک های زیبایی است) و اشخاصی که صرفا برای تمدد اعصاب ماساژ می دادند، ایجاد نمایند. به این ترتیب شیاتسو در ژاپن بطور رسمی ماساژ درمانی نام گرفت.

از طرفی، فرهنگ غربی در ژاپن، از جمله طب غربی، در حال پیشرفت بود. در سال 1825 شخصی به نام آیی زاوا سی شی سای – استاد کونگ فو – نظرات انتقادی خود را در نوشته ای به نام "موارد قوت و ضعف اختراعات نوین و داروهای کمیاب" ابراز کرد که این اثر باعث تحسین هموطنانش از روش های غربی شد. به تدریج تکنیکهای غربی همراه تمام اصطلاحات طب غربی در سوابق و گزارش های شیاتسو کاران راه پیدا کرد. بعدها جانمایی نقاط بر روی بدن به کمک علم آناتومی به طور مشخص صورت گرفت و تاکید بر مفهوم ارتباط بین کانال ها (meridians) متوقف شد.

توکوجیرونامی کُشی موسس کلینیک درمان با فشار (Clinic of Pressure Therapy) در 1925 تلاش زیادی کرد که تکنیک های شیاتسو را در قالب چهارچوب های غربی درآورد. مدرسه او تنها مدرسه ای بود که مجوز رسمی برای تدریس شیاتسو گرفت و حتی هم اکنون نیز این مدرسه برقرار است. پس از مدتی، یادگیری روش کار او در بیشتر نقاط ژاپن گسترش یافت. تراپیست هایی که روش نامی کُشی را بکار می بردند، به جای استفاده از سیستم کانال ها از تعیین محل نقاط براساس آناتومی بهره می گرفتند. همچنین از علم غربی برای معالجه استفاده می کردند تا تئوری های کلاسیک.

یکی از شاخه های مهم و متاخر شیاتسو که توسط شخصی به نام شیزوتو ماسونگا آغاز شد ذن شیاتسو نام دارد. ماسونگا – پرفسور روانشناسی در دانشگاه توکیو – عمیقا تحت تاثیر طب سنتی بود و تحقیقات دامنه داری روی متون چین باستان انجام داد. مادرش شاگرد تامای تمپاکو بود، کسی که نقش عمده ای در رنسانس شیاتسو در دهه 1920 بازی کرد. ماسونگا به یادگیری شیاتسو پرداخت و در مدرسه نامی کُشی مهارت های خود را تکمیل نمود و به مدت 10 سال در آنجا مدرس بود. او سه زمینه مورد علاقه خود را وارد شیاتسو کرد، روانشناسی، تمرین های اصیل شیاتسو همراه تحقیقات تاریخی مرتبط به ریشه های آن و ترکیب کردن آنها با مفاهیم روانشناسی غربی. شیوه ی او، که به " ذن شیاتسو" معروف شد، نظریه ای کاملا خود ساخته بود که در برگیرنده مدل های غربی و شرقی بیماری ها و نحوه درمان آنها بود. او همچنین روش های سنتی تشخیص بیماری را از طریق لمس (palpation*)" هارا" یا "پشت بدن" توسعه داد. روشن منحصر بفردی که قادر به تعیین انرژی موجود در بدن است و کار با کانال های صحیح را معرفی می کند تا گره ها و ناخوشی ها رفع شوند. او دوباره سیستم کانال ها را احیا نمود، که اساس شیاتسو محسوب می شوند. با تعقیب خطوط " کی" که در ظاهر بر مبنای معالجه لمسی درمانگر (در اصلاح شیاستو آن را دهنده giver می نامند) یا احساس بیمار (در اصطلاح گیرنده receiver) هستند، او توانست 12 نوع کلاسیک کانال ها را در سراسر بدن معین نماید. بنابراین هر کانال بصورت تقریبی در هر بدن قابل شناسایی است. " ذن شیاستو"به طرز اعجاب آوری منطعف است و با شرایط ویژه هر گیرنده منطبق می شود.

بعد از مرگ ماسونگا در 1981 بسیاری از هوادارانِ انواع ذن شیاتسو هر یک به سلیقه خود شروع به تدریس آن نمودند، و اکنون شیاتسو با تمام رسمیتش، کشفیاتش و مشاجراتش زنده نگه داشته شده است. البته عمده این موارد نیز در غرب اتفاق افتاده است. با توسعه مدنیت در ژاپن دانش " کی" دیگر به اندازه علم طراحی با کامپیوتر جذاب نیست!
مسئله شیاتسو فقدان ارتباط طب سوزنی با خاستگاه اصلی اش درچین است، لیکن توسعه آن در غرب به حدی بوده که شیاتسو را پربارتر و با گوناگونی بیشتر به سرزمین مادری اش بازگردانده است.

 

*توصیف این عبارت کمی دشوار است. کلمه لمس در اینجا صرفا لمس کردن عادی نیست و به دریافتی که درمانگر از بیمار دارد مرتبط است. در زبان پزشکی پالپیشن برای تشخیص نارسایی و بیماری صورت می گیرد.

شرایطی که می توانیم از شیاتسو پاسخ خوبی دریافت کنیم تحقیقات نشان می دهد که لمس کردن، زبانی است که با حواس سراسر بدن ارتباط برقرار می کند. در بررسی ی که در مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد انجام شده است نتیجه جالبی به دست آمده. هنگامی که متخصص بیهوشی دست بیمار را می گیرد تا مراحل جراحی را برایش شرح دهد، مدت اقامت بیمار پس از عمل در بیمارستان و نیاز او به استفاده از داروهای رفع درد بطور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. شیاتسو نیز به همین نسبت موثر است، چه به تنهایی و چه با ترکیب شدن با درمان های دیگر؛ بخصوص برای موادری که استرس و یا به هم ریختگی های حسی عامل اصلی باشند. عمده مواردی که به مقدار زیادی مرتبط به استرس هستند عبارتند از:

- بی خوابی
- اضطراب و تالم خاطر (افسردگی)
- گرفتگی عضلات
- سردرد
- مشکلات گوارشی
- مشکلات قاعدگی و عوارض یائسگی
- کاهش مقاومت در مقابل عوامل عفونی

تمام این شرایط با درمان های شیاتسو به خوبی مرتفع می شوند.

به واسطه کار مستقیمی که درمانگر شیاتسو روی بافت های عضلانی انجام می دهد، اختلال های موجود درسیستم اسکلت عصلانی نیز برطرف می شوند. لذا برای درمان موارد زیر موثر خواهند بود:

- کمر درد
- رگ به رگ شدگی
- گرفتگی گردن و شانه ها
- دردهای مفصلی

در صورتی که تکنیک های صحیحی بکار برده شوند موارد زیر نیز درمان پذیر هستند:

- گرفتگی مجاری سینوس
- ضعف در گردش خون

از نقطه نظر طب شرقی، تاثیر شیاتسو در اصلاح موارد فوق در نتیجه ی مستقیم احیا جریان " کی" در کانال هاست.

در عمل، تاثیر شیاتسو بیش از آرامشی است که به واسطه لمس و مهار کردن بافت ها صورت می گیرد؛ چرا که هر دو این موارد به کمک ماساژ یا مداوا با لمس (touch therapy) صورت می پذیرند. درمانگر شیاتسو توجه به فیزیک بدن، افکار و احساسات دارد که هر یک به شکلی جدایی ناپذیر و بصورت یک کل مرتبط با شبکه " کی" هستند

/ 0 نظر / 14 بازدید