موسیقی درمانی:

 

دکترآلفرد توماتیسنازسال 1950 شروع به تحقیق راجع به تاثیرات موسیقی (بخصوص موسیقی موتزارت) بر رویانسان کرد. او معتقد بود که: موسیقی با قدرت نفوذی که در احساسات آدمی دارد میتواندبر روی سلامتی انسان تاثیرات مثبت داشته باشد. این متخصص گوش فرانسوی به تجربه ثابتکرد که موسیقی موتزارت تاثیرات عمیقی در رفع استرس، اضطراب و حالتهای depression ازیکطرف و همچنین کمک به ایجاد آرامش، سرحال آوردن بدن و تقویت حافظه دارد.

او تحقیقات خود را ابتدا برروی کودکانی که نارسایی های گفتاری و شنیداریداشتند شروع کرد و ثابت کرد که موسیقی موتزارت بخصوص سنفونی ها و کنسرتو ویلنهای او نقش بسیاری در درمان این نارسایی ها دارد. تحقیقات او تا حدی پیشرفت کرد که از سال 1980 به بعد صدها مرکز و کلینیک درمانی در سراسر جهان از این روش برای درمانبیماران خود استفاده میکنند.

همچنین در سال 1990 تحقیقات او رسما" دردانشگاه کالیفرنیا بررسی و مورد تایید قرار گرفت و اخیرا" در سال 2001 نیز دانشگاههای انگلیس سرگرم بررسی "اثر موتزارت" بر روی بیهوشی و بیماری صرع میباشند. بله بهعقیده خیلی از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوشتر شدنآدم میشود.

امروزه جای هیچ شک و تردیدی باقی نمانده است که موسیقی قابلیت وتوانایی هایبسیار زیادی منجمله موارد زیر را دارد:

تقویت حافظه انسان،
کمک به برگرداندن سلامتی به انسان درهر شرایطی،
کمک به عملکرد یکپارچه مغز انسان برای بهره گیری بهتر،
کمک بهحل نارسایی های گفتاری و شنیداری،
کمک به حل بیماری های روحی و رفتاری،
تقویت قدرت درک انسان هنگامی که با دریافت بصری توام باشد،
کمک به رشد بهترجنین در شکم مادر،
و ....

متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند،هنگامی که بیدار نیستم و در خوابیم، وحتی زمانیکه بهردلیلی در کما قرارداریم،موسیقی به دلیل ارتعاشات خودش میتواند در اعماق سلول های بدن ما نفوذ کرده و اثراتیراکه لازمه سلامتی، تندرستی و آرامش است را بشکلی واضح و روشن روی بدن بگذارد.

 

موسیقی درمانی:

 

 موسیقی درمانی در پزشکی؛

 

 

اصواتموسیقی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفیتاثیرات عمیقی بر روحیات، شخصیت و پرورش عواطفانسانی میگذارند ودرتعدادی ازشاخه هایطبجایگزین، مانند طب سوزنی، هومیوپاتی و آیورودا نقشعمده ای در درمان دارند.

امروزه بعلت نگرش علمی و روش مند به موسیقی دردرمان امراض موسیقی درمانی به عنوان رشته ای مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حکم روشی مکمل برای درمانهای رایج پزشکی تعریف شده است که منظور ازآن استفاده تجویز شده از تحریکات موسیقایی یا فعالیتهای آن برای کاهش ناتوانی و بیماری و تغییر حالات ناسازگارازطریق توانبخشی توقف و درمان علائم بیماریست که زیر نظر پرسنل آموزش دیده صورت میگیرد. درین رشته موسیقی بعنوان ابزارو موسیقی درمانگر بعنوان فرد متخصص در برخی از بیماریها شرایطی را (با توجه بشدت آن بیماری) ایجاد میکنند که میتواند بیمار را در یک روند مثبت صعودی درجهت کاهش استرسها وارتقا سلامت قرار دهد و این شرایط ممکنست متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد.

 

در مورد کارکرد موسیقی درپزشکی؛

 

پژوهشهای گوناگون و معتبریصورت گرفته است که تعدادی از آنها بر روی علائمیچون ضربان قلب، فشارخون، دردهای گوناگون، تنفس،واکنش های پوستی،هورمونهای آدرنالین،پرولاکتین،کورتیزول، امواج مغزی، کتکولامین ها، استروئیدها،الکترومیوگراف، عوارض جانبی داروها، مدت استفادهاز داروها و مدت بستری بودن و بسیاری موارد دیگرمتمرکز بوده است.

بطور کلی اهداف درمانی این پژوهشهای موسیقایی را می توان در هشت محور عمده خلاصه کرد:

* پیشگیری، آموزش و یادگیری.

* کاهشدردهای گوناگون پزشکی و دندانپزشکی.

* کاهش تنش ها و نگرانیهای ناشی از جراحی آسیبها وبیماریها.

* توان بخشی بعداز جراحی آسیب ها و تصادفات.

* کاهشخستگی حاصل از تنوس های عضلانی (گرفتگیهای عضلانی(  و  کارکرد ماهیچه.

* کاهش عوارض جانبیدارو ها.

* کاهش مدت استفاده از دارو ها.

* کاهش طول مدت درمان و بستریبودن.

 

علاوهبرتاثیرات درمانی یادشده موسیقی میتواند برایارتقا برخی از فاکتورهای رفتاری در افراد سالمموثر واقع شود.

مثلاٌدر صنعت از روش موسیقی برای افزایش بازده تولید وآرامش روانی کارکنان استفاده میشود. تاثیراتانواع موسیقی بر فرایندهای حافظه یادگیری، دقت،ادراکات حسی، سیستم عصاب حرکتی و … نمونه هایی ازاین مقوله اند. پژوهشهای انجام شده درباره حسآمیزی رابطه متقابل تاثیرات روانی برخی از نتها وگامهای موسیقی را با رنگهای مختلف آشکار می سازد.مثلا روان پزشکان رنگ قرمز را به گام دوماژور ورنگ سبز مایل به آبی را به گام لاماژور نسبت دادهاند.

موسیقیدر زمینه شناخت و کمک به رفع مشکلات رفتاری نیزکاربرد فراوانی دارد و این تغییرات رفتاری خاصه درسنین رشد و کودکی حائز اهمیت است. علت این تاثیرگذاری اینست که هنر بطور کلی، و در این جاموسیقی با توجه به بارعاطفی آن بعنوان نوعیوسیله تخلیه روانی بکار برده میشود  وکودکانی که دچار تنش و فشارروانی هستند با برونفکنی فشارها و هیجانات از طریق موسیقی، به حد ِمطلوب ِهیجان و آرامش دست می یابند. به استثنایمواردی که مشکل کودک ریشه جسمی یا ارگانیک )اندامی) دارد، تاثیرموسیقی در رفتار کودک درمقایسه با سایر شیوه های دیگر از جمله دارو درمانیموفق تر بوده و بیش از هرروش دیگری در تعدیلرفتارهای کودک موثر است اگر چه در مورد نقصهایارگانیک نیز نقش موسیقی را نباید از نظر دورداشت.

مهمترین ویژگی ارتباطی موسیقی جنبه غیر کلامی آنست

/ 0 نظر / 4 بازدید