تأثیر موسیقی بر ذهن

به طور کلی آسان ترین و اساسی ترین روش آموزش کودکان در تمامی فعالیتها، استفاده از موسیقی است . طی تحقیقاتی که به روی ۱۰ کودک دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایی آنها در هنگام بازی مورد بررسی قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهی از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقی و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقی داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه های این گروه پیشرفت شایانی در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .
این تحقیق به روی مهندسین ، بازیکنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مکانی از میزان افزایش سرعت منطقی این گروه در یادگیری عملکرد پاسخ دهی آنان بود.

همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روی کودکانی که سطح نمره آنها از استاندارد ملی کمتر بود با به کار گیری موسیقی نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه کردن موسیقی با مهارتهای منطقی و عقلانی مثل ریاضیات به افراد می آموزد که درتمام موارد به تقسیم بندی و دسته بندی منطقی موسیقی و ذهن توجه داشته باشند .

بر اساس گفته های یک موسیقیدان آلمانی موسیقی در درازمدت بر هوش ذاتی کودکان تأثیر داشته و به کار گیری آن به طور قطع در آینده افراد در هنگام رویارویی منطقی با زندگی تأثیر مثبت نیز در بر خواهد داشت

در نیویورک سیتی ، بر اساس برنامه ای به نام یادگیری از طریق برنامه های هنری توسعه یافته (LEAP) درصدد تثبیت تأثیر آن در بالا رفتن نمرات عمومی و کلی دانش آموزان هستند. به عنوان مثال همراهی موسیقی با ریاضیات چهار عمل اصلی و شمردن تأثیر فراوانی دربرداشت . این عمل همچنین در بالا بردن حس اعتماد و اطمینان دانش آموزان و انضباط خارجی نقش داشته که یکی از دلایل آن تکرار بیشتر است .
در مجموع حس اعتماد به نفس و قدرت عمل یکی از نکات ضروری در افراد بوده که با این عمل قابل تقویت است.

اگر موسیقی را به عنوان ابزار تقویت ذهن در نظر بگیرید، نوع موسیقی در تأثیرگذاری آن نقش داشته و بهتر آن است که از موسیقی های بدون کلام و مورد علاقه افراد استفاده شود و در صورت استفاده از موزیکهای با کلام، ترجیحاً از موسیقی آرام که منجر به آشفتگی ذهن نشود باید استفاده کرد. مورد بعدی توازن منطقی میان کلام و موسیقی متن است و بهتر است که صدای آهنگ ها بلندتر از جملات نباشد. به طوری که شنیدن کلام و عبارت با سختی همراه نباشد و ترجیحاً از موزیکهایی که افراد راحت تر با آن ارتباط برقرار می کنند، استفاده شود.

در مجموع کلیه افراد به دو گروه تقسیم می شوند:


گروه اول قادر به یادگیری نبوده و گروه دوم علاقه ای به یادگیری ندارند که بیشتر افراد به گروه دوم تعلق دارند که یکی از دلایل اصلی این امر نداشتن انگیزه و علاقه مندی از طرف مدارس است. به طور کلی این افراد دچار نوعی انزجار از طرف مدارس و روشهای قدیمی آن هستند و سخت ترین بخش آموزشی ایجاد علاقه مندی و انگیزه در این گروه تحت خطر است.
بیشتر مردم در محیط خارج از آموزشگاهها، علاقه خاصی به شنیدن موسیقی داشته و از شنیدن و یا حتی نواختن آن لذت می برند. درمانگران نیز برای کمک به افراد معلول از آن استفاده می کنند. عضویت در گروه کر، ارکستر و تیمهای موسیقی به ایجاد ارتباط با افراد و کار گروهی کمک کرده و باعث بالا رفتن میزان کارایی افراد می شود.

اگرچه موسیقی ایجاد حافظه نمی کند ولی تأثیر فراوانی در بالا بردن آن دارد و مهمترین تأثیر آن، تأثیر مثبت و منفی آن بر مغز است که نمی توان از آن چشم پوشی نمود. با گوش دادن به موسیقی حالات درونی افراد قابل تغییر بوده که البته میزان تغییرپذیری آن نسبت به شناخت و درک موسیقی افراد بستگی دارد. هرچه میزان شناخت موسیقی در افراد بالا بوده، میزان لذت تأثیرپذیری ، تأثیرگذاری موسیقی نیز افزایش می یابد.

متأسفانه در سالهای اخیر نوع خاصی از موسیقی های سطحی و فاقد ارزشهای هنری تولید می شود که نه تنها تأثیر مثبت بر ذهن و روان نداشته بلکه تأثیرات منفی نیز دربردارد.

/ 0 نظر / 4 بازدید