موسیقی درمانی .ورزش درمانی.رقص درمانی.گل و رایحه درمانی..طب سوزنی .اب و غذادرمانی.رنگ درمانی.لمس درمانی. . سنگ درمانی .

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤
 

موسیقی درمانی:

 

دکتر آلفرد توماتیسن از سال 1950 شروع به تحقیق راجع به تاثیرات موسیقی (بخصوص موسیقی موتزارت) بر روی انسان کرد. او معتقد بود که: موسیقی با قدرت نفوذی که در احساسات آدمی دارد میتواند بر روی سلامتی انسان تاثیرات مثبت داشته باشد. این متخصص گوش فرانسوی به تجربه ثابت کرد که موسیقی موتزارت تاثیرات عمیقی در رفع استرس، اضطراب و حالتهای depression از یکطرف و همچنین کمک به ایجاد آرامش، سرحال آوردن بدن و تقویت حافظه دارد.

او تحقیقات خود را ابتدا برروی کودکانی که نارسایی های گفتاری و شنیداری داشتند شروع کرد و ثابت کرد که موسیقی موتزارت بخصوص سنفونی ها و کنسرتو ویلن های او نقش بسیاری در درمان این نارسایی ها دارد. تحقیقات او تا حدی پیشرفت کرد که از سال 1980 به بعد صدها مرکز و کلینیک درمانی در سراسر جهان از این روش برای درمان بیماران خود استفاده میکنند.

همچنین در سال 1990 تحقیقات او رسما" در دانشگاه کالیفرنیا بررسی و مورد تایید قرار گرفت و اخیرا" در سال 2001 نیز دانشگاه های انگلیس سرگرم بررسی "اثر موتزارت" بر روی بیهوشی و بیماری صرع میباشند. بله به عقیده خیلی از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوشتر شدن آدم میشود.

امروزه جای هیچ شک و تردیدی باقی نمانده است که موسیقی قابلیت وتوانایی های بسیار زیادی منجمله موارد زیر را دارد:

تقویت حافظه انسان،
کمک به برگرداندن سلامتی به انسان در هر شرایطی،
کمک به عملکرد یکپارچه مغز انسان برای بهره گیری بهتر،
کمک به حل نارسایی های گفتاری و شنیداری،
کمک به حل بیماری های روحی و رفتاری،
تقویت قدرت درک انسان هنگامی که با دریافت بصری توام باشد،
کمک به رشد بهتر جنین در شکم مادر،
و ....

متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند، هنگامی که بیدار نیستم و در خوابیم، وحتی زمانیکه بهردلیلی در کما قرارداریم، موسیقی به دلیل ارتعاشات خودش میتواند در اعماق سلول های بدن ما نفوذ کرده و اثراتی راکه لازمه سلامتی، تندرستی و آرامش است را بشکلی واضح و روشن روی بدن بگذارد.

 

موسیقی درمانی:

 

 موسیقی درمانی در پزشکی؛

 

 

اصوات موسیقی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی تاثیرات عمیقی بر روحیات، شخصیت و پرورش عواطف انسانی میگذارند ودرتعدادی ازشاخه های طب جایگزین، مانند طب سوزنی، هومیوپاتی و آیورودا نقش عمده ای در درمان دارند.

امروزه بعلت نگرش علمی و روش مند به موسیقی دردرمان امراض موسیقی درمانی به عنوان رشته ای مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حکم روشی مکمل برای درمانهای رایج پزشکی تعریف شده است که منظور ازآن استفاده تجویز شده از تحریکات موسیقایی یا فعالیتهای آن برای کاهش ناتوانی و بیماری و تغییر حالات ناسازگارازطریق توانبخشی توقف و درمان علائم بیماریست که زیر نظر پرسنل آموزش دیده صورت میگیرد. درین رشته موسیقی بعنوان ابزار و موسیقی درمانگر بعنوان فرد متخصص در برخی از بیماریها شرایطی را (با توجه بشدت آن بیماری) ایجاد میکنند که میتواند بیمار را در یک روند مثبت صعودی درجهت کاهش استرسها وارتقا سلامت قرار دهد و این شرایط ممکنست متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد.

 

در مورد کارکرد موسیقی در پزشکی؛

 

پژوهشهای گوناگون و معتبری صورت گرفته است که تعدادی از آنها بر روی علائمی چون ضربان قلب، فشارخون، دردهای گوناگون، تنفس، واکنش های پوستی،هورمونهای آدرنالین،پرولاکتین، کورتیزول، امواج مغزی، کتکولامین ها، استروئیدها، الکترومیوگراف، عوارض جانبی داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستری بودن و بسیاری موارد دیگر متمرکز بوده است.

بطور کلی اهداف درمانی این پژوهشهای موسیقایی را می توان در هشت محور عمده خلاصه کرد:

* پیشگیری، آموزش و یادگیری.

* کاهش دردهای گوناگون پزشکی و دندان پزشکی.

* کاهش تنش ها و نگرانی های ناشی از جراحی آسیبها و بیماریها.

* توان بخشی بعد از جراحی آسیب ها و تصادفات.

* کاهش خستگی حاصل از تنوس های عضلانی (گرفتگیهای عضلانی(  و  کارکرد ماهیچه.

* کاهش عوارض جانبی دارو ها .

* کاهش مدت استفاده از دارو ها .

* کاهش طول مدت درمان و بستری بودن.

 

علاوه برتاثیرات درمانی یادشده موسیقی میتواند برای ارتقا برخی از فاکتورهای رفتاری در افراد سالم موثر واقع شود.

مثلاٌ در صنعت از روش موسیقی برای افزایش بازده تولید و آرامش روانی کارکنان استفاده میشود. تاثیرات انواع موسیقی بر فرایندهای حافظه یادگیری، دقت، ادراکات حسی، سیستم عصاب حرکتی و … نمونه هایی از این مقوله اند. پژوهشهای انجام شده درباره حس آمیزی رابطه متقابل تاثیرات روانی برخی از نتها و گامهای موسیقی را با رنگهای مختلف آشکار می سازد .مثلا روان پزشکان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مایل به آبی را به گام لاماژور نسبت داده اند.

موسیقی در زمینه شناخت و کمک به رفع مشکلات رفتاری نیز کاربرد فراوانی دارد و این تغییرات رفتاری خاصه در سنین رشد و کودکی حائز اهمیت است. علت این تاثیر گذاری اینست که هنر بطور کلی، و در این جا موسیقی با توجه به بارعاطفی آن بعنوان نوعی وسیله تخلیه روانی بکار برده میشود  و کودکانی که دچار تنش و فشارروانی هستند با برون فکنی فشارها و هیجانات از طریق موسیقی، به حد ِ مطلوب ِهیجان و آرامش دست می یابند. به استثنای مواردی که مشکل کودک ریشه جسمی یا ارگانیک )اندامی) دارد، تاثیرموسیقی در رفتار کودک در مقایسه با سایر شیوه های دیگر از جمله دارو درمانی موفق تر بوده و بیش از هرروش دیگری در تعدیل رفتارهای کودک موثر است اگر چه در مورد نقصهای ارگانیک نیز نقش موسیقی را نباید از نظر دور داشت.

مهمترین ویژگی ارتباطی موسیقی جنبه غیر کلامی آنست که می تواند در درمان اهمیت اساسی داشته باشد. موسیقی واسطه با ارزشی برای ایجاد ارتباط مجدد با واقعیت در مورد افرادیست که از واقعیت و اجتماع بریده اند (بیماران اسکیزوفرنی.( موسیقی، نوعی محرک احساسی قوی و تجربه ای چند حسی است: تحریک شنوایی ازطریق اصواتی که شنیده می شوند تحریک لمسی از طریق ارتعاشاتی که قابل احساس هستند و نیز تحریک بینایی توسط اجرای زنده آن. مثلا کسب موفقیت در فعالیتهای موسیقایی میتواند احساس ارزش فردی را تقویت کند. به علاوه موسیقی به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقویت کننده ها و زمینه ای برای یادگیری و انعکاس مهارتها نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 

مهارت های لازم؛

 

بررسی علمی هر پدیده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشکیل دهنده و نسبتهای لازم و متعادل در میان آنها و نیز بررسی طرز قرار گرفتن هر یک از اجزا و نسبت روابط و وظایف آنها با یکدیگر است. در مبحث موسیقی درمانی که دو جنبه موسیقایی و پزشکی درآن مطرح است داشتن اطلاعاتی جامع برای درک ودریافت موسیقی روانشناسی موسیقی، تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی و همچنین شناخت دقیق جوانب مختلف جسمی و روانی انسان از دیدگاه علوم فیزیولوژی (کارکرد صحیح اجزای بدن) وپاتولوژی (آسیب شناسی) برای موسیقی- درمانگر  الزامی است.

علاقه و اشتیاق به کار و پذیرش مسئولیت حرفه ای از تعهد نسبت به این رشته احترام به حقوق درمان جویان و داشتن روحیه تحقیق از ویژگی های مهم یک «موسیقی درمانگر» است. بنابراین او باید مهارتهای تکنیکی و تفسیری پیشرفته را حداقل در یک وسیله اجرای موسیقی بداند و در توسعه و گسترش روابط بین افراد از طریق فعالیت های موسیقایی مهارت کامل داشته باشد.

از طرفی چون ریشه و پایه تمام بحثهای روانشناسی بنوعی به مغز و اعصاب مربوط میشود و با توجه به این که فرایند درک موسیقی در مغز انسان صورت میگیرد ضرورت بحث عصب شناختی پیرامون موسیقی آشکارترمیشود. موسیقی میتواند از طریق ایجاد تحریکاتی در قسمتهای مختلف سیستم عصبی به طور وسیعی بر بسیاری ازاعضا و اندامهای انسان از نظر ادراکات حسی و کارکردهای عملی موثر واقع شود و باعث پویش جسم و روان انسان در حالت سلامتی و بیماری گردد.

 


 
comment نظرات ()
 
 



 

 نویسندگان همکار 
فرزانه (ربابه)دریاباری

 

 امکانات جانبی